بیایید فرض کنیم سایت شما روزانه 1000 بازدید دارد و هر روز به صورت میانگین، 20 نفر هم از شما خرید میکنند. آیا این عدد، عملکرد خوبی است؟ اصلا از کجا باید بفهمیم چند درصد از افرادی که از سایت ما بازدید میکنند به مشتری تبدیل میشوند؟
در دنیای دیجیتال مارکتینگ، معیاری برای پاسخ به این سوال وجود دارد به اسم نرخ تبدیل؛
گزینهای که موضوع امروز مقاله ماست.
در این مقاله به بررسی نرخ تبدیل، دلایل افت آن و راهکارهای بهبود آن میپردازیم. تا انتهای این مقاله همراه من باشید.
نرخ تبدیل چیست؟
نرخ تبدیل (Conversion Rate) درصدی از بازدیدکنندگان یک سایت یا اپلیکیشن است که یک اقدام خاص در سایت یا اپ مثل خرید، بازدید از یک صفحه خاص، دانلود یک فایل، ثبتنام در خبرنامه و یا … را تکمیل میکنند.
با این که خرید یکی از مهمترین انواع تبدیلهاست؛ اما باید بدانیم که گرفتن تبدیل لزوما به معنی خرید کردن کاربران نیست. یک کسبوکار بسته به اهدافی که دارد؛ میتواند از انواع مختلف تبدیلها مثل خرید، ثبتنام در سایت، دانلود یک فایل و یا دیگر موارد استفاده کند.
چه اقداماتی تبدیل محسوب میشوند؟
همانطور که به آن اشاره کردم؛ یک کسبوکار میتواند با توجه به هدفی که دارد؛ گزینههای مختلفی از انواع تبدیلها را انتخاب کند. اما آیا هر چیزی را میتوان به عنوان تبدیل در نظر گرفت؟
حتما که اینطور نیست؛
این موارد، مهمترین معیارهایی هستند که میتوانید آنها را به عنوان معیار تبدیل خود در نظر بگیرید:
- خرید: شناختهشدهترین و خب شاید محبوبترین نوع تبدیل، تکمیل خرید است. این معیار، درصد بازدیدکنندگان سایت یا اپ شما که خرید کردهاند را مشخص میکند.
- ثبتنام: تعداد بازدید کنندگانی که در سایت، خبرنامه و یا سایر پروژههای شما ثبتنام کردهاند.
- بازدید از یک صفحه خاص: تعداد افرادی که از یک صفحه خاص در سایت یا اپ شما مثلا صفحه محصول “X” بازدید کردهاند.
- دانلود فایل: تعداد بازدید کنندگانی که یک فایل مشخص از سایت یا اپ شما را دانلود کردهاند.
- تماس: تعداد افرادی که با کسبوکار شما تماس گرفتهاند. این مورد در تبلیغات گوگل و به خصوص برای کسبوکارهای خدمات محور (مثل لولهکشی یا قالیشویی) یکی از معیارهای اصلی بررسی عملکرد تبلیغات است.
- نصب اپلیکیشن: اگر کسبوکار شما یک اپ دارد؛ این معیار میتواند تعداد بازدید کنندگانی که اپ شما را دانلود کردهاند نشان دهد.
- تکمیل فرم: تعداد افرادی که یک فرم در سایت یا اپلیکیشن (مثلا فرم درخواست مشاوره رایگان) را پر کردهاند. این معیار، یکی از گزینههای اصلی برای بررسی عملکرد کمپینهای جذب لید است.
اما اگر بخواهیم در رابطه با انواع تبدیلها کمی عمیق شویم؛ میتوانیم آن را در این دو گروه دستهبندی کنیم:
- تبدیلهای کلان (Macro Conversion): معیارهایی که جزو اقدامات حیاتی کسبوکار شما هستند. گزینههایی مثل خرید، تماس و یا …
- تبدیلهای خرد (Micro Conversion): این نوع تبدیلها، گزینههایی هستند که کاربر را به سمت رسیدن به تبدیلهای کلان هدایت میکنند؛ مواردی مثل ثبتنام در خبرنامه، بازدید از یک صفحه خاص و دیگر موارد. به عنوان مثال، اگر کاربری از یک صفحه محصول خاص در سایت شما بازدید میکند؛ احتمالا به آن محصول علاقهمند است. مرحله بعدی برای این کاربر، میتواند سفارش تکمیل خرید و یا تماس با شما باشد. به تعریفی دیگر، در تبدیلهای خرد، کاربران یک مرحله در قیف بازاریابی شما پایینتر میروند.
در رابطه با تبدیلها، نکته مهم این است که بدانید شما به عنوان کسبوکار، خودتان و با توجه به هدفی که دارید میتوانید نوع تبدیل را مشخص کنید. به عنوان مثال، اگر کسبوکاری باشید که مشتریان عمدتا با شما تماس میگیرند؛ نوع تبدیل شما باید تماس باشد. یا اگر یک کمپین برای افزایش تعداد کاربران خبرنامه ایمیلی خود دارید؛ تعداد ثبتنامهای جدید خبرنامه میتواند تبدیل شما باشد.
چرا محاسبه و بالا بردن نرخ تبدیل مهم است؟
وقتی که صحبت از فروش و بررسی عملکرد کسبوکار میشود؛ نرخ تبدیل یکی از معیارهای مهم ما برای پاسخ به این سوال است که آیا خوب عمل کردهایم یا نه. اما اگر بخواهیم در این مورد عمیقتر شویم؛ این موارد را میتوانیم به عنوان دلایل اهمیت محاسبه و بهبود نرخ تبدیل در نظر بگیریم:
- بررسی نحوه جذب مشتریان: نرخ تبدیل فاکتوری است که به شما میگوید وبسایت، اپ و یا کمپینهای تبلیغاتی و بازاریابی شما چقدر در تبدیل مخاطب به مشتری خوب عمل کردهاند. اگر نرخ تبدیل پایین باشد؛ احتمالا نیاز به تغییر است و اگر خوب باشد؛ میتوان از آن برای الگوگیری برای پیادهسازی استراتژیها در سایر کمپینها استفاده کرد.
- از بین بردن حدس و گمان: اندازهگیری نرخ تبدیل برای بخشهای مختلف کسبوکار، به شما دیتای باکیفیت داده و حدس و گمان را از میان بر میدارد. وقتی که دیتای واقعی در اختیار دارید (مثلا میدانید صفحه X از صفحه Y در تبدیل مخاطب به مشتری بهتر عمل کرده است)؛ خیلی راحتتر و البته با صرف هزینه کمتر میتوانید نتیجه بهتری بگیرید.
- ارتباط مستقیم با درآمد کسبوکار: فارغ از اینکه به دنبال چه نوع تبدیلی هستید (خرید، ثبنام در سایت، بازدید از یک صفحه خاص در سایت و …)؛ در نهایت هدف این است که مخاطب به مشتری تبدیل شود. مشتریانی که هر کدام مقداری سودآوری برای شما دارند. بنابراین، بدیهی است که هرچه دقیقتر بتوانید نرخ تبدیل خود را محاسبه کرده و بهتر بتوانید آن را بالا ببرید؛ درآمد بیشتری خواهید داشت.
نرخ تبدیل چگونه محاسبه میشود؟
این فرمول محاسبه نرخ تبدیل است:
نرخ تبدیل = تعداد تبدیلهای دریافتی ÷ تعداد کل بازدیدها/تعاملات × 100
به عنوان مثال، اگر سایت شما روزانه 100 بازدید داشته باشد و 2 نفر هم از شما خرید کنند؛ نرخ تبدیل سایت 2% است.
مبنا محاسبه نرخ تبدیل همیشه تعداد کل بازدیدها نیست!
فرمولی که در بالا میبینید، فرمول مناسبی برای محاسبه نرخ تبدیل کلی است. اما یک ایراد دارد؛ کلی است. در نتیجه با محاسبه آن، شما یک نتیجه کلی میگیرید: مثلا نرخ تبدیل خوب است یا بد. اما این فرمول، هیچ موقع به شما جزئیات دقیق نمیدهد و در صورت پایین بودن کانورژن ریت، به شما نمیگوید مشکل کجاست.
بیایید مثالی که در بالا آوردیم را کمی جزئیتر کنیم:
- تعداد بازدید کل سایت در یک روز: 100
- تعداد افرادی که از صفحه خرید “X” بازدید کردهاند: 10
- تعداد افرادی که محصول “X” را خریدهاند: 2
در اینجا، یک عضو دیگر داریم: تعداد افرادی که به صفحه خرید محصول شما رسیدهاند.
- حالا اگر با همان فرمول قبلی محاسبه خود را انجام دهیم، نرخ تبدیل (در مقایسه تمام افرادی که از سایت بازدید کردهاند)؛ عدد 2% میشود.
- اما اگر این بار مخرج فرمول ما به جای کل بازدیدها، تنها تعداد افرادی باشند که به صفحه خرید آن محصول رسیدهاند؛ نرخ تبدیل (در مقایسه افرادی که به صفحه خرید محصول رسیدهاند) عدد 20% را نشان میدهد.
هر دو این اعداد به دست آمده درست هستند. اما هر کدام تعریف متفاوتی دارند. در محاسبه اول، معیار ما تعداد کل بازدیدکنندگان سایت بود. اما محاسبه دوم، به این سوال پاسخ میدهد که چند نفر از کسانی که واقعا فرصت خرید داشتهاند از ما خرید کردهاند. پس شاید بهتر باشد فرمول محاسبه نرخ تبدیل را بدین شکل تغییر دهیم:
نرخ تبدیل = تعداد تبدیلهای دریافتی ÷ تعداد فرصتهای انجام تبدیل × 100
این مدل محاسبه کردن نرخ تبدیل، فقط مختص معیار خرید نیست و میتوانید از آن برای سایر اهداف و کانالهای مارکتینگ خود نیز استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر میخواهید عملکرد لندینگ پیج خود در دریافت لید را بررسی کنید؛ میتوانید به جای معیار قرار دادن تعداد کل بازدیدکنندگان صفحه فرود، تعداد افرادی را مبنا قرار دهید که فرم را برای شما ارسال کردهاند. یا اینکه در تبلیغات سرچ گوگل، به جای تعداد نمایشهای تبلیغ، تعداد کلیکها را معیار اندازهگیری نرخ تبدیل خود بگذارید.
اما اصلا چرا باید این کار را انجام دهیم؟
همانطور که به آن اشاره کردم؛ فرمول اول تنها به ما میگوید که نرخ تبدیل خوب است یا بد. اما محاسبه جداگانه نرخ تبدیل برای هر بخش، این فرصت را به ما میدهد تا بررسی کنیم که افت یا رشد نرخ تبدیل، از کدام بخش حاصل شده است. به عنوان مثال، بیایید فرض کنیم شما یک کمپین سرچ برای افزایش فروش یک محصول دارید.
در سناریو اول، تنها تعداد کل بازدیدکنندگان را معیار قرار میدهیم و به عدد فرضی 5% میرسیم. این عدد بد است؟ خب؛ از کجا میخواهید بدانید که این عملکرد ضعیف نتیجه ضعف در کدام بخش است؟
در سناریو دوم اما نرخ تبدیل را به صورت جداگانه برای تمام این موارد بررسی میکنیم:
- نرخ تبدیل افرادی که بر روی تبلیغ کلیک کردهاند: عدد فرضی 10
- نرخ تبدیل افرادی که اسکرول کرده و روی دکمه CTA که پایین صفحه تعبیه شده است کلیک کردهاند: 3
- نرخ تبدیل افرادی که به صفحه خرید رسیدهاند: 4
- نرخ تبدیل افرادی که صفحه خرید را ترک کردهاند: 7
- نرخ تبدیل افرادی که صفحه “تشکر از خرید” را دیدهاند: 2
تفاوت را میبینید؟ در این سناریو، احتمالا خود تبلیغ شما مشکلی ندارد، چون کاربران وارد سایت شما شدهاند. اما احتمالا در طراحی دکمه CTA، آسان بودن تکمیل پروسه خرید و یا سایر مواردی که در تکمیل کانورژن خرید اصطکاک برای کاربر ایجاد میکنند؛ گلوگاههایی وجود دارند که باید آنها را برطرف کنید.
نرخ تبدیل خوب چند است؟
با استناد به دیتاهای بینالمللی، تجربه و اعداد پراکندهای که در بازار ایران وجود دارند؛ نرخ تبدیل خوب برای فروش محصول، عددی بین 2 تا 4 درصد و برای کسبوکارهای خدماتی، عددی بین 2 تا 5 درصد میباشد.
اما این یک عدد کلی است. مهم است که بدانید؛ یک عدد کلی برای تمام کسبوکارها وحوزههای کاری وجود ندارد که بیانکننده نرخ تبدیل خوب باشد.
نوع کسبوکار، حوزه کاری، بازار و کشور هدف، نوع تبدیل هدف، کانالهای مارکتینگ از مهمترین گزینههایی هستند که نرخ تبدیل مناسب شما به واسطه آنها تعیین میشود.
به عنوان مثال، یک کسبوکار B2B فعال در حوزه آهنآلات صنعتی که از تبلیغات لینکدین برای پیدا کردن مشتریان هدف خود استفاده میکند؛ معمولا حاشیه سود بالایی داشته و ممکن است عددی مثل 1 یا 2 درصد نرخ تبدیل خوبی برای آن باشد.
از طرفی دیگر، یک آژانس مسافرتی که تبدیل هدف آن خرید بوده و از تبلیغات سرچ گوگل برای رسیدن به این هدف استفاده میکند؛ ممکن است عددی مثل 3 یا 4 را به عنوان یک تبدیل خوب در نظر بگیرد.
چطور بفهمیم نرخ تبدیل ما خوب است یا نه؟
اما اگر یک عدد کلی برای تعیین نرخ تبدیل خوب وجود ندارد؛ چگونه باید بفهمیم کانورژن ریتی که الان داریم عدد خوبی است یا نه؟
برای پاسخ به این سوال، ابتدا این دو تعریف را یاد بگیرد:
- Baseline conversion rate: وضعیت فعلی کانورژن ریت؛ عددی که قبل از هرگونه بهینهسازی داریم تا بتوانیم آن را با شرایط بعد از بهینهسازی مقایسه کنیم.
- Conversion rate benchmark: نرخ تبدیل ميانگين که در بازار و در میان رقبا وجود دارد.
برای این که بدانید کانورژن ریت شما عدد خوبی است یا نه؛ در ابتدا باید نرخ کانورژن جدید خود را با Baseline conversion rate که قبلا داشتید مقایسه کنید. سپس میتوانید برای پیدا کردن یک دید کلی از وضعیت خودتان در بازار، مقایسهای از نرخ تبدیل خود با بنچمارکهای بازار داشته باشید.
به عنوان مثال، اگر ماه قبل از کمپین سرچ ادز خود، 1.7% نرخ تبدیل گرفته و این ماه این عدد 2.5% شده است؛ این یعنی اینکه 0.8 درصد رشد داشتهاید.
پس از مقایسه نرخ تبدیل جدید با نرخ تبدیل بیس لاین، میتوانید آن را با بنچمارکهای مارکت خود مقایسه کنید. به عنوان مثال، اگر میبینید که بنچمارک میانگین برای حوزه کاری شما 2% است؛ ممکن است که شما بهتر از میانگین بازار خود عمل کرده باشید.
البته که همانطور که به آن اشاره کردم؛ متاسفانه در کشور ما مراجع معتبر زیادی وجود ندارند که بتوان از طریق آنها، بنچمارکهای معتبر نرخ تبدیل برای مارکتهای مختلف و در بازههای زمانی متفاوت را محاسبه کرد.
مورد دیگری که در مرحله مقایسه خودتان با خودتان میتوانید انجام دهید؛ مقیسه عملکرد کانالهای مختلف بازاریابی است که از آنها استفاده میکنید. به عنوان مثال، اگر همزمان از گوگل ادز، سوشال ادز، سئو سایت و تبلیغات ایمیلی استفاده میکنید؛ میتوانید عملکرد کمپینهای سرچ خود را با تبلیغات اینفلوئنسری اینستاگرام مقایسه کنید.
چرا نرخ تبدیل پایین است؟
نرخ تبدیل پایین به دلایل مختلفی میتواند اتفاق بیفتد. توصیهای که در این مورد به شما داریم این است که به جای اینکه بگویید: “نرخ تبدیل این کمپین پایینه؛ پس حتما خوب کلیک نگرفته”؛ مقایسه جزئیتری از عملکرد تبدیلهای خود داشته باشید و بدانید که در هر جایی از قیف بازاریابی شما که مشکل وجود داشته باشد؛ همان نقطه میتواند دلیلی برای تبدیل نشدن کاربران باشد.
برای درک بهتر این موضوع:
اگر مشکل این است که بازدید زیادی میگیرید اما تبدیل کم است
احتمالا مخاطبان اشتباهی وارد قیف بازاریابی شما شدهاند. افرادی که به محصول، خدمات و یا پیشنهاد شما علاقهای نداشته و احتمالا از سر کنجکاوی و یا به اشتباه، در گروه مخاطبان هدف شما قرار گرفتهاند. برای حل این مشکل، پیشنهاد میکنم بازبینی در گزینههای هدفگیری کمپین خود داشته باشید.
بازدید صفحه خوب است اما نرخ “اضافه کردن به سبد خرید” پایین است
اینجا قیمت، ارزش محصول یا خدمات و یا وجود مشکلی در لندینگ پیج مثل سرعت پایین لود شدن اطلاعات، میتوانند دلایل احتمالی تبدیل نشدن کاربران باشند. برای حل این موضوع، پیشنهاد میکنم ارزشی که محصول یا خدمات شما در زندگی مشتریان هدفتان ایجاد میکنند را به وضوح به آنها نشان دهید، قیمت محصول یا خدمات خود را متناسب با شرایط بازار تعریف کرده و از عدم وجود مشکلات فنی در سایت اطمینان حاصل کنید.
نرخ “اضافه کردن به سبد خرید” بالا اما تکمیل خرید پایین
در این شرایط، مشکل میتواند مواردی مثل وجود ایراد فنی در تکمیل پروسه خرید در سایت یا اپ و یا وجود هزینههای پنهان مثل هزینه ارسال خیلی بالا و یا هزینههایی که در لندینگ به آنها اشاره نکرده بودید باشد. برای حل این مشکل، چند بار خودتان پروسه تکمیل خرید از ابتدا تا انتها را تست کرده تا مطمئن شوید مشکلی در این مسیر وجود نداشته باشد و مهمتر از آن، تمام هزینههایی که مشتری برای دریافت محصول یا خدمات شما باید پرداخت کند را در صفحه محصول/خدمات و همان ابتدا عنوان کنید.
نرخ کلیک بالا، نرخ تبدیل پایین
داشتن نرخ کلیک بالا اما نرخ تبدیل پایین یک از شناختهشدهترین مشکلات در این حوزه است. اگر نرخ کلیک بالایی داشته اما تعداد تبدیلهای شما پایین است، مشکل در عدم تطابق پیشنهاد با محتوای لندینگ است. به عنوان مثال، در کمپین سرچ خود به مخاطبان هدف تبلیغ گفتهاید که 20% تخفیف دارید اما در لندینگ صحبتی از آن نکرده و در واقعیت این تخفیف را اعمال نمیکنید. طبیعتا در این شرایط، اکثر مخاطبانی که بر روی تبلیغ شما کلیک کرد و وارد صفحه فرود شما شدهاند؛ بدون تبدیل شدن به مشتری سایت را ترک میکنند.
تعداد لیدهای دریافتی بالا، اما فروش پایین
اگر تعداد سنرخهایی که ازکمپینهای بازاریابی خود گرفتهاید بالا بوده اما تعداد کمی از آنها به مشتری تبدیل شدهاند؛ مشکل میتواند در کیفیت این سرنخها باشد. به تعریفی ساده، شما لیدهای واجد شرایط فروش (Sales-qualified lead) دریافت نکردهاید. بازتعریف لیدهای واجد شرایط فروش، سختیگزانهتر کردن فرمهای جذب لید و یا امتحان کردن کانالهای مختلف مناسب برای پیدا کردن لیدهای مناسب، از جمله گزینههایی هستند که میتوانند در این پروسه به شما کمک کنند.
به صورت خلاصه:
| چیزی که میبینید | مشکل احتمالی |
|---|---|
| بازدید بالا؛ تبدیل کم | ترافیک نامرتبط و هدفگیری اشتباه |
| بازدید بالا؛ نرح اضافه کردن به سبد خرید پایین | قیمت، پیشنهاد، ارزش، اعتماد و یا مشکلات فنی |
| نرخ اضافه کردن به سبد خرید بالا؛ نرخ تکمیل خرید پایین | وجود هزینههای پنهان یا ایراد فنی در مسیر تکمیل خرید |
| نرخ کلیک بالا؛ نرخ تبدیل پایین | عدم تطابق هدلاین و دیسکریپشن با محتوای لندنیگ |
| لید دریافتی بالا؛ فروش پایین | کیفیت پایین لید و کانورژن |
پیشتر هم به اشاره کرده بودم؛ برای بررسی بهتر نرخ تبدیل، سعی کنید نرخ تبدیل را برای هر کانال و به صورت جزئی بررسی کنید. به عنوان مثال، اگر هدف شما خرید یک محصول مشخص است؛ به جای بررسی تعداد کل بازدیدهای آن صفحه محصول، تعداد تبدیلهای دریافتی خود را با معیارهای مرتبط دیگری مثل نرخ “اضافه کردن به سبد خرید” آن محصول بسنجید.
این کار به شما این فرصت را میدهد تا نقاط ضعف و قوت عملکرد کمپینهای خود را پیدا کرده و بهتر بتوانید برای بهبود عملکرد تبدیلها تصمیمگیری کنید.
چگونه نرخ تبدیل را افزایش دهیم؟
حالا که با عمده دلایل پایین بودن نرخ تبدیل آشنا شدیم؛ وقت آن است تا بررسی کنیم چگونه میتوانیم کانورژن ریت خود را بالا ببریم.
برای بالا بردن نرخ کلیک، تکنیکهای مختلفی وجود دارند. در ادامه این مقاله کارآمدترین آنها را بررسی میکنیم.
ترافیک مرتبط جذب کنید
یکی از اولین قدمها برای بهبود نرخ تبدیل، گرفتن ورودی درست است.
فرقی نمیکند سایت دارید یا اپلیکیشن؛ برای بالا بردن نرخ تبدیل خود باید مخاطبانی داشته باشید که به محصول، خدمات، حوزه کاری و یا پیشنهاد تبلیغاتی شما علاقهمند باشند. بدیهی است؛ مخاطبی که به پیشنهاد شما علاقهمند باشد، احتمال بالایی برای تبدیل شدن به مشتری دارد.
برای جذب ترافیک مرتبط، 2 گزینه اصلی دارید:
- بهینهسازی سایت برای موتورهای جستوجو (SEO)
- راهاندازی تبلیغات گوگل (Google ads)
سئو به استفاده از تکنیکهای مختلفی مثل تولید محتوای باکیفیت، فراهم کردن یک سایت سریع با رابط کاربری آسان و یا جمع آوری اعتبار در حوزه کاری گفته میشود که داشتن عملکرد درست در مجموع تمام آنها، شما را واجد شرایط برای پاسخ دادن به نیاز کاربر و نمایش در بالای نتایج ارگانیک SERP میکند.
گوگل ادز یا تبلیغات گوگل پروسهای است که با صرف زمان خیلی کمتر نسبت به سئو و البته همراه با هزینه، محصولات و یا خدمات شما را در شبکههای مختلفی مثل سرچ گوگل، یوتیوب، جیمیل و یا سایت و اپلیکیشنهای همکار گوگل به افرادی نمایش میدهد که به آنها نیاز دارند.
مهم است که بدانید؛ هم سئو و هم گوگل ادز میتوانند ترافیک مرتبطی برای شما بیاورند که این ترافیک، میتواند ورودی خوبی برای گرفتن تبدیلهای باکیفیت باشد.
پیام شما باید مطابق با لندینگ باشد
فرقی نمیکند یک تبلیغ سرچ در گوگل دارید یا اینکه میخواهید یک صفحه را سئو کنید؛ پیغامی که در هدلاین و دیسکریپشن به مخاطبان هدف میدهید باید مطابق با با گقتههای شما در لندینگ پیج باشد.
به عنوان مثال، اگر پشتیبانی 24 ساعته را در هدلاین تبلیغ خود آوردهاید؛ لندینگ شما هم حتما باید به این موضوع اشاره داشته باشد.
یا اینکه اگر به عنوان مثال، عنوان مقاله سایت شما “مقصدهای گردشگری اروپا” است؛ دیگر نباید درباره مکانهای دیدنی آفریقا در آن صحبت کنید که موضوع نامرتبطی برای مقاله شماست.
ارزش منحصر به فرد خود را شفاف کنید
ارزش منحصر به فرد (Value Proposition) معیاری است که تفاوت شما با سایر کسبوکارهای حوزه کاریتان را مشخص کرده و پاسخ این سوال است که چرا مشتریان باید شما را انتخاب کنند.
در این مورد، سعی کنید خیلی ساده و کاملا شفاف به این سوال پاسخ دهید که چرا مشتریان باید شما را انتخاب کنند. آیا پیشنهادی دارید که میدانید برای مشتریان حوزه کاری شما جذاب است؟ خب؛ آن را بیان کنید.
به عنوان مثال، اگر میدانید پشتیبانی سریع و 24 ساعته برای مشتریان شما مهم است، میتوانید آن را در قالب یک مزیت رقابتی در بخشهای مختلفی مثل هدلاین و یا توضیحات، متن لندینگ و … بیان کنید.
این یک نمونه از بیان مزیت نحوه بیان مزیت رقابتی است:

در طراحی Value Proposition به این دو مورد توجه کنید:
- چه پیشنهاداتی برای مشتریان شما جذاب هستند: بسته به نیاز مشتریان هر حوزه کاری، پیشنهادات مختلف میتوانند میزان جذابیت متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال، ممکن است برای مشتریان یک فروشگاه آنلاین لباس، ارسال رایگان جذاب باشد اما برای مشتریان یک شرکت خدمات لولهکشی، پاسخگویی 24 ساعته جذاب باشد. مهم است آن چیزی را بولد کنید که میدانید مشتری شما به دنبال آن است.
- توانایی عملی کردن پیشنهادات خود را داشته باشید: اگر انجام یک پیشنهاد از نظر اقتصادی به ضرر کسبوکار شما بوده و یا اینکه به هر دلیلی نمیتوانید به وعده خود عمل کنید؛ بهتر است بازنگری در گزینههای خود داشته و مواردی را انتخاب کنید که توانایی انجام آنها را دارید.
لندینگ پیج باکیفیتی داشته باشید
لندینگ پیج جایی است که مخاطب تصمیم میگیرد که به مشتری تبدیل شود یا نه؛ پس خیلی مهم است که تمام مسیری که برای تبدیل قرار است طی شود، بدون مشکل بوده و کاملا هموار باشد.
برای بهینهسازی لندینگ پیج خود به این موارد توجه کنید:
- صفحه شما باید سریع و روان باشید: مخاطب از پیشنهاد تبلیغ شما استقبال کرده، بر روی آن کلیک میکند و وارد سایت میشود؛ اما سایتی که اطلاعات آن با تاخیر لود میشوند. فکر میکنید اولین واکنش افراد در این شرایط چیست؟ آفرین؛ ترک کردن سایت. مهم است که اطلاعات لندینگ شما به سرعت به مخاطب نمایش داده شده و کاربران برای پیمایش در آن هیچگونه مشکلی نداشته باشند.
- موبایل فرندلی باشید: امروزه بیشتر کاربران اینترنت از موبایل استفاده میکنند؛ بنابراین مهم است که وبسایت یا اپلیکیشن شما کاملا موبایل فرندلی باشد. نمایش درست آیکونها و متن، منو، دکمههای CTA، سواپ نشدن کادر تصویر و … مهمترین گزینههای بهینهسازی سایت برای کاربران موبایلی است.
- طراحی مناسبی برای دکمههای CTA داشته باشید: محل قرارگیری دکمههای CTA، رنگ آنها و حتی فاصله از کادرها و اجزا کنارشان (پدینگها)، همگی مواردی هستند که میتوانند در تصمیم مخاطب برای تبدیل شدن یا نشدن به مشتری تاثیر بگذارند. علاوه بر این، سعی کنید روانشناسی پرسونای مشتری خود را نیز انجام داده و دکمه CTA خود را درست در جایی که فکر میکنید کاربران آماده خرید هستند تعبیه کنید. به عنوان مثال، استفاده از CTA، درست پس از هدلاین و متن که اطلاعات مخاطب تکمیل نشده و احتمالا تصمیمی برای خرید نگرفته است؛ از نظر طراحی درست نمیباشد. به علاوه، سعی نکنید در یک صفحه ده CTA مختلف به مخاطب خود نشان دهید. اجازه دهید مخاطب زمان و فضا کافی برای فکر کردن و تصمیمگیری داشته تا راحتتر بتواند انتخاب کند.
اما اگر تمایل دارید با نحوه ساخت صفحه فرود و انواع مختلف آن آشنا شوید؛ پیشنهاد میکنم مقاله لندینگ پیج چیست از وبلاگ جی ادز را نیز مطالعه کنید.
اعتماد مخاطبان را جلب کنید
گاهی اوقات، مخاطب به محصول یا خدمات شما علاقه نشان داده، از پیشنهاد تبلیغ شما هم استقبال کرده و حتی قیمت را نیز قبول کرده است؛ اما برای راضی شدن برای خرید به یک فاکتور دیگر نیاز دارد: اعتماد به شما.
اما چگونه؟ چطور مخاطب میتواند به شما اعتماد کند؟
این موارد، برخی از مهمترین روشهای ایجاد پایههای اعتماد به یک کسبوکار هستند:
- نظر مشتریان قبلی خود را بازنشر کنید: اینکه مخاطبان ببینند قبل از آنها افرادی از شما خرید کرده و از خرید خود راضی بودهاند؛ سیگنال قوی است که میتواند اعتماد افراد به کسبوکار شما را افزایش دهد. گزینههایی مثل بازنشر نظرات مشتریان قبلی در شبکههای مجازی و یا درخواست از مشتریان برای ثبت نظر در پلتفرمهایی مثل Review گوگل، از جمله راههی فوقالعاده برای ساخت پایه اعتماد به یک کسبوکار در یک حوزه کاری است.

- سوشال پروف داشته باشید: استفاده از راهکارهایی مثل آوردن لوگو یا اسم برندهایی که با آنها همکاری کردهاید در سایت و یا درست کردن Case study از تجربههای موفقیتآمیزی که در همکاری با یک برند شناختهشده داشتهاید، از گزینههایی هستند که میتوانید در این مورد امتحان کنید.
- به مخاطبان هدف خود اطلاعات شفاف بدهید: در رابطه با تمام نقاط کسبوکار خود که به مشتری مربوط میشود با آنها صادق و شفاف باشید. گزینههایی مثل بیان تمام هزینههای آشکار و پنهان در لندینگ، شرایط مرجوعی، شرایط گارانتی، مدت زمان ارسال و یا توضیح دقیق خدمات از مواردی هستند که بیان شفاف آنها به مخاطبان، باعث ایجاد اعتماد به کسبوکار شما میشود.
از تست A/B استفاده کنید
استفاده از تست A/B یا همان split testing یکی از تکنیکهای کاربردی برای بالا بردن نرخ تبدیل است. در این تست، میتوانید 2 یا چند متغیر مختلف (مثل لندینگ پیج) خود را تست کرده و بررسی کنید کدام یکی از از آنها کانورژن ریت بالاتری به شما میدهند.
برای این انجام این تست:
- ابتدا کانورژن هدف خود را انتخاب کنید: چه نوع تبدیلی را میخواید اندازهگیری کنید؟ خرید، بازدید از یک صفحه خاص، دانلود یک فایل و …؟ نکته مهم اینجا این است که روی یک هدف تمرکز کنید. اصلا سعی نکنید چند مورد مختلف را به صورت همزمان اندازهگیری کنید.
- مشخص کنید در کدام مرحله از مسیر تبدیل، مخاطبان ریزش میکنند: آیا مخاطبان میتوانند تمام المانهای لندنیگ شما را ببیننند؟ آیا پس از اضافه کردن محصول به سبد خرید آن را رها میکنند یا اینکه اصلا نمیتوانند به این مرحله برسند؟ با استفاده از ابزارهای تحلیل رفتار کاربر در سایت مثل GA4، مایکروسافت کلریتی و یا دیگر ابزارها، دقیق بررسی کنید که مشکل کجاست و در کدام بخش مخاطبان نمیخواهند یا نمیتوانند تبدیل شوند.
- یک لیست از راهحلهای احتمالی تهیه کنید: یک لیست از تغییرات احتمالی که میتوانند به بهبود شرایط کمک کنند تهیه کنید. شاید تغییر محل دکمه CTA، غنیتر کردن محتوای لندینگ، آسانتر کردن پروسه تکمیل خرید و یا دیگر موارد.
- تغییراتی که میخواهید اعمال کنید را مشخص کنید: مشخص کنید که میخواهید تغییرات مدنظر خود را همزمان اعمال کنید یا به صورت تکی. در این پروسه ممکن است بخواهید با آنهایی شروع کنید که فکر میکنید اولویت داشته و اعمال آنها بیشترین نتیجه را دارد و یا اینکه به سادگی، پیادهسازی آنها راحتتر است. پیشنهاد من در این مورد به شما این است که تا جای ممکن، تغییرات را به صورت تکی اعمال کنید؛ این کار به شما کمک میکند تا در صورت تغییر شرایط، متوجه شوید که که کدام گزینه بهبودی حاصل کردی و با اعمال کدام، تغییر خاصی حاصل نشده است.
- ابزار مناسب برای راهاندازی تست A/B را انتخاب کنید: در انتخاب ابزار برای راهاندازی این تست، به این نکته دقت کنید که ابزار باید به صورت تصادفی نسخههای مختلف تست شما را به کاربران مختلف نمایش دهد. گزینههایی مثل Optimizely و یا VWO از ابزارهای خوب برای راهاندازی این تست هستند. اما اگر قصد راهاندازی تست A/B در کمپینهای گوگل ادز خود را دارید؛ پیشنهاد میکنم حتما از بخش Experiment خود پنل گوگل ادز استفاده کنید. این ابزار با قابلیتهای کاربردی خود، دست شما را برای تست کردن متغیرهای مختلفی مثل لندینگ پیجهای مختلف، ساختارها، متنها و یا گزینههای هدفگیری متفاوت کمپین باز میگذارد.
- مدت زمان انجام تست را مشخص کنید: تعیین کنید تست شما چقدر باید فعال بماند تا بتوانید تعداد تبدیلهای کافی و قابل اندازهگیری داشته باشید. توجه داشته باشید که اگر به دنبال نتیجه قابل اعتمادی از تست خود هستید؛ باید تعداد تبدیلهای کافی به سیستم بدهید.
- نتایج را بررسی کنید: نتایجی که از آزمایش خود به دست آوردهاید را تحلیل کنید. اگر این نتایج خوب هستند؛ تغییرات را اعمال کنید اما اگر نتیجه خوبی نگرفتهاید؛ احتمالا باید به دنبال تغییرات دیگری باشید. در شرایطی، اگر مطمئن نیستید که نتیجه تست شما خوب است یا بد؛ احتمالا زمان کافی به تست خود نداده و نتوانستهاید تعداد تبدیلهای کافی را به دست بیاورید. انجام مجدد تست و دادن زمان بیشتر به آن، راهکاری است که در این شرایط میتوانید آن را امتحان کنید.
در رابطه با A/B testing، این آزمایش را میتوانید هرچند بار که لازم است انجام دهید. از تغییر هدلاین و متن لندینگ گرفته تا عوض کردن رنگ و محل دکمههای CTA و یا آیکون شبکههای اجتماعی، هر تغییری که فکر میکنید میتواند در بهبود نرخ تبدیل به شما کمک کند را امتحان کنید.
پیشنهاد مشاهده: آموزش گوگل آنالیتیکس 4
تست در مقیاس بزرگ یا کوچک؟
تست کردن، آنالیز نتایج و بهبود، چرخه جدانشدنی از بهینهسازی کانورژن ریت هستند؛ این که شما تصمیم بگیرید تغییرات را به صورت جزئی و یا در مقیاس بزرگ اعمال کنید هم کاملا انتخاب شماست. اما همانطور که پیشتر به آن اشاره کردم؛ اعمال تغییرات در مقیاس بزرگ میتواند فرصت شناسایی گلوگاهها و تغییراتی که باعث بهبود نتایج شدهاند را از شما بگیرید.
بیایید فرض کنیم نرخ تبدیل خرید یک محصول در سایت شما 2% است. عدد راضیکنندهای نیست و میخواهید آن را بالا ببرید.
سناریو 1؛ اعمال تغییرات کلی در مقیاس بزرگ
تصمیم میگیرید تغییرات کلی در لندینگ اعمال کنید. متن هدلاین و دیسکریپشن بخش Hero صفحه را عوض میکنید، طراحی و محل آیکونها را عوض میکنید، حتی ممکن است تغییراتی در فوتر هم داشته باشید. در نهایت به نرخ تبدیل 5% میرسید.
- مزیت این کار: تنها با یک بار تست کردن توانستید 3 درصد افزایش در نرخ تبدیل خود به دست آورید. که خب؛ عدد خیلی خوبی است.
- چالش این کار: شاید میتوانستید با اعمال چند تغییر کوچک و با صرف هزینه به مراتب کمتر، به همین نتیجه برسید.
سناریو دوم؛ اعمال تغییرات به صورت تکی
در این مدل ابتدا تغییری در عنوان صفحه میدهید و نرخ تبدیل از 2 به 3 درصد میرسید. کمی میگذرد و در تست بعدی، سرعت لود شدن تصاویر محصول خود را کمی بالاتر میبرید و به نرخ تبدیل 3.5 درصد میرسید.
در تست بعدی، مسیر اضافه کردن محصول به سبد خرید تا دیدن صفحه “تشکر از خرید شما” را زیر ذرهبین برده و تمام ایرادات فنی و اصطحکاکها را از میان بر میدارید. در پایان این تست به نرخ تبدیل 5% میرسید.
- مزیت این کار: تنها با انجام چند تغییر کوچک و البته صرف هزینه کمتر، توانستید به نتیجه مشابه برسید.
- چالش این کار: باید چندین بار و در یک بازه زمانی طولانیتر، چندین تست مختلف انجام داده و جزئیات را به صورت تکی بررسی کنید.
ابزارهای کاربردی برای تحلیل و بهبود نرخ تبدیل
تحلیل و بررسی نتایج با حدس و گمان نمیشود. اگر میخواهید واقعا نرخ تبدیل خود را بهتر کنید؛ برای این کار باید از ابزارهایی استفاده کنید که به شما کمک میکنند تا مشکلات را پیدا کنید، فرضیات احتمالی را بسازید، تغییرات را اعمال کرده و در نهایت بتوانید نتایج جدید را بررسی کنید.
این موارد، کاربردیترین ابزارهایی هستند که میتوانند برای بالا بردن نرخ تبدیل به شما کمک کنند:
- تحلیل رفتار کاربران: گزینههایی مثل Microsoft Clarity ،GA4 و یا هاتجر با قابلیتهای کاربردی مثل هیت مپ فعالیت کاربران در سایت و یا بررسی تمام مسیرهایی که مخاطبان در سایت یا اپ شما پیمایش کردهاند به شما کمک میکنند تا تحلیل دقیقتری از رفتار کاربران داشته باشید.
- تحلیل داده و قیف بازاریابی: بدون شک بهترین ابزار برای این کار، گوگل آنالیتیکس 4 است. این ابزار با گزینههایی مثل بررسی تمام کانالهای ترافیک ورودی (نتایج ارگانیک، تبلیغات و …)، در نظر گرفتن اتریبیوشنهای مختلف برای هر مرحله از قیف بازاریابی و وزن دادن به نحوه تعامل مخاطبان با هر مرحله، تحلیل کاملی از دیتاهای فعالیت کاربران در هر بخش از قیف تبدیل را به شما میدهد.
- راهاندازی تست A/B: پیشتر هم به آن اشاره کردیم. گزینههایی مثل Optimizely و یا VWO، ابزارهایی هستند که قابلیتهای لازم برای راهاندازی یک تست A/B استاندارد مثل نمایش تصادفی متغیرها به گروههای مخاطبان هدف، عدم تاثیر بر عملکرد سایت و یا اپ و یا امکان تعریف کانورژنهای هدف مختلف را دارند.
- تحلیل تبلیغات و کمپینهای گوگل ادز: برای این کار خود پنل گوگل ادز دیتاهای کاربردی مثل تعداد نمایشها و کلیکهای تبلیغ، نرخ تبدیل و تعداد کانورژنها و دیگر موارد را به شما میدهد که اطلاعات کاربری هستند. اما اگر میخواهید آنالیز دقیقتری از این دیتاهای داشته باشید؛ میتوانید با اتصال اکانت گوگل ادز به گوگل آنالیتیکس، تحلیل عمیقتری از نحوه تعامل مخاطبان با تبلیغات خود داشته باشید.
- بررسی عملکرد فنی سایت: برای این کار، PageSpeed Insights گوگل بهترین ابزاری است که میتوانید استفاده کنید. این ابزار، عملکرد فنی سایت و سرعت شما را بررسی کرد و ایراداتی در هر بخش که باعث کند شدن سایت شدهاند را به شما نشان میدهد.
ترفندها و نکات اجرایی برای افزایش نرخ تبدیل
مطمئن نیستید چه چیزی را باید اندازه بگیرید یا اینکه کدام تغییرات را اعمال کنید؟ این شرایط و تست کردن تمام تغییرات با هم، میتواند مثل انداختن تیری در تاریکی باشد؛ بدون این که بدانید چه چیزی باعث بهبود نتایج شده است.
در ادامه، یک سری ترفندها و نکات عملی را به شما معرفی میکنیم که میتوانید از آنها بای بالا بردن نرخ تبدیل خود استفاده کنید:
- طراحی پویاتری برای دکمههای CTA خود داشته باشید: سعی کنید متن هدلاین را با توجه به کانسپت نیاز کاربر بنویسید. به عنوان مثال، در جایی که میدانید کاربر به دنبال مشاوره است؛ از عبارت “تکمیل خرید” استفاده نکنید. در اینجا کلمه “دریافت مشاوره” میتواند گزینه بهتری باشد. سعی کنید، کاملا شفاف و واضح، به مخاطب بگویید که با کلیک بر روی CTA شما، به کدام بخش هدایت میشود.
- تعداد فیلدها و فرمها را تا جای ممکن کم کنید: هیچ مشتری دوست ندارد برای یک خرید ساده، 10 سوال را پاسخ دهد. بنابراین، سعی کنید تا جایی که میتوانید تعداد سوالات کمتری از کاربران بپرسید. به عنوان مثال، در پروسه تکمیل خرید، نیازی به دانستن تاریخ دقیق تولد مشتری، علایق و یا پر کردن سایر فیلدهای غیر ضروری نیست.
- در کنار CTA های خود سوشال پروف و تستمونیال استفاده کنید: تحقیقات نشان داهاند که نظر مشتریان قبلی، فاکتور مهمی برای خرید کردن برای اکثر افراد است. بنابراین، اگر شما هم بازخورد مثبتی از مشتریان قبلی دارید؛ بهتر است آن را به مخاطبان جدید کسبوکار خود نشان دهید. اما هوشمند باشید؛ سعی کنید درست در جایی که مشتری میخواهد برای کلیک کردن و یا نکردن بر روی دکمه خرید تصمیمگیری کند، نظرات مثبت مشتریان قبلی را به او نمایش داده تا مسیر را برای تبدیل هموارتر کنید.
- حواسپرتیها را کم کنید: نه اینکه بیشتر المانهای صفحه را حذف کرده و فقط دکمه خرید را نگه دارید؛ اما سعی کنید یک سری موارد اضافی مثل لینکها و یا دکمههای CTA زیاد و نامربوط که فقط عامل پرت شدن حواس مخاطب هستند را از سر راه حذف کنید.
- مشوق برای تشویق کردن به خرید داشته باشید: حقیقت این است که اکثر افراد از جایزه استقبال میکنند. شاید موارد کوچکی مثل برگزاری یک وبینار رایگان، ارائه یک کد تخفیف 20 درصدی و یا ارسال رایگان هزینه زیادی برای شما نداشته باشد؛ اما به طرز قابل توجهی میتواند بر روی تصمیم مخاطب برای تبدیل شدن به مشتری تاثیر بگذارد.
- نقاط درد + رهحل را کوتاه و واضح بیان کنید: خیلی کوتاه و کاملا ساده و شفاف، مشکل و یا نیازی که مخاطبان هدف شما دارند را برای آنها تکرار کرده و سپس مشخص کنید که محصول یا خدمات شما چگونه میتواند این نیاز یا مشکل را برطرف کند. به عنوان مثال، اگر نیاز مخاطب، خدمات لولهکشی در ساعات غیر کاری و یا آخر شب باشد؛ میتوانید اینگونه بگویید: “نصفه شبی لوله سینک ظرفشویی ترکیده؟”. و بعد از آن راهحل: “ما خدمات 24 ساعته لولهکشی تو کل تهران داریم.”
- ترجیحا برای موبایل از CTA های چسبان استفاده کنید: در موبایل، به دلیل فضای کمی که وجود دارد؛ CTA خیلی راحت و شاید با یک یا دو اسکرول میتواند گم شود. برای همین پیشنهاد میشود در طراحی نسخه موبایل لندینگ خود، از دکمههای چسبان CTA مثل استیکیهای پایین صفحه استفاده کنید.
ارتباط نرخ تبدیل با CTR ،ROAS ،ROI و CPA
اگر قصد اندازهگیری میزان موفقیت یک کسبوکار را دارید؛ باید بدانید که CR تنها معیاری نیست که باید بررسی کنید. گزینههایی دیگری مثل نرخ کلیک، هزینه به ازای هر اقدام انجام شده، میزان بازگشت سرمایه و ROAS نیز وجود دارند که باید به آنها نیز توجه کنید.
اما هر کدام از این موارد چه ارتباطی به نرخ تبدیل دارند؟
- ارتباط با ROI: نرخ بازگشت سرمایه و یا ROI، عددی است که میزان بازدهی هزینه سرمایهگذاری شده را بیان میکند. این هزینه میتواند هر هزینه خرج شدهای باشد که برای یک پروژه کردهاید. نکته مهم در رابطه به ROI این است که نرخ تبدیل مستقیما بر روی آن تاثیر میگذارد. یعنی هر چه نرخ تبدیل بالاتری داشته باشید؛ به همان میزان ROI بهتری هم میگیرید.
- ارتباط با ROAS: نرخ بازگشت هزینه تبلیغاتی (ROAS)، عددی است که میزان بازدهی هزینهای که برای تبلیغات خود کردهاید را نشان میدهد. کانورژن ریت در این مورد هم تاثیر مستقیمی ایجاد میکند. یعنی به عنوان مثال، اگر شما یک کمپین سرچ گوگل ادز داشته باشید؛ هرچه نرخ تبدیل این کمپین بالاتر باشد، ROAS آن نیز بالاتر خواهد بود.
- ارتباط با CTR: نرخ کلیک یا CTR، نرخ کلیکهایی است که سایت یا لندینگ شما گرفته است. نرخ کلیک بالاتر به معنی نرخ تبدیل بالاتر نیست؛ اما باید بدانید که CTR بالا میتواند بستر را برای بالا بردن کانورژن ریت برای شما فراهم کند. هر چه افراد بیشتری وارد سایت شما شوند؛ احتمال اینکه کاربران بیشتری به مخاطب تبدیل شوند برای شما وجود دارد.
- ارتباط با CPA: هزینه هر اقدام انجام شده (CPA) هزینهای است که شما برای تکمیل شدن یک اقدام مشخص پرداخت میکنید. به عنوان مثال، اگر اقدام یا تبدیل تعیین شده توسط شما خرید باشد؛ برای گرفتن هر تبدیل یک عدد (مثلا 0.2 دلار) پرداخت میکنید. نکته مهم در رابطه با CPA این است که نباید هزینه آن از ارزش تبدیلهای دریافتی شما بیشتر باشد. به عنوان مثال، اگر هزینه دریافت هر تبدیل برای شما 200 هزار تومان تمام شده اما سود هر تبدیل برای شما 150 هزار تومان است؛ طبیعی نیست که بخواهید همچنان بر روی این هزینه CPA تمرکز کنید.
در بهینهسازی نرخ تبدیل، به دنبال تبدیلهای باکیفیت باشید!
نرخ تبدیل یکی از مهمترین فاکتورهای بررسی عملکرد یک کسبوکار است و بهینهسازی آن، به این معنی نیست که بخواهیم به بالاترین عدد ممکن برسیم. هدف ما در این پروسه این است که با بودجهای که در اختیار داریم، تعداد زیادی تبدیل باکیفیت بگیریم. تبدیلهایی که بسته به هزینهای که برای گرفتن آنها میکنیم؛ ارزش و سودآوری مناسبی برای کسبوکار ما داشته باشند.
در پایان، امیدوارم که این مقاله برای شما کاربردی بوده باشد و اگر سوال یا نطری در رابطه با هر بخش از آن دارید؛ خوشحال میشویم در بخش کامنتها پاسخگو آن باشیم.
سوالات متداول
بررسی پروسه جذب مشتری، کانالهای تاثیرگذار بازاریابی و شناسایی نقاط ضعف و قوت مارکتینگ و ارتباط مستقیم با درآمد کسبوکار دلالیلی هستند که باید نرخ تبدیل را محسابه کرده و آن را بهبود دهید.
عدد ثابتی برای این مورد وجود ندارد و نوع کسبوکار، حوزه فعالیت، کشور محل فعالیت، کانال مارکتینگ و سایر موارد، تعیینکننده عدد مناسب برای نرخ کانورژن هستند.
نه لزوما؛ برای بررسی عملکرد یک کسبوکار فاکتورهای دیگری مثل نرخ کلیک، ROI و یا CPA هم مهم هستند.
ترافیک نامرتبط، وجود ایرادات فنی در سایت، منطبق نبودن هدلاین و دیسکریپشن با محتوای لندینگ از دلایلی اصلی هستند که میتوانند باعث پایین ماندن نرخ تبدیل شوند.
در این مورد باید اجزا مختلف کمپینهای خود را به صورت جزئی و تک به تک بررسی کرده و نرخ تبدیل را برای هر کدام به صورت جداگانه محاسبه کنید.
بررسی دادهها، شناسایی نقاط ریزش مخاطبان و شکل دادن فرضیهها و راهحلهای اولیه میتواند نقطه شروع خوبی برای بهینهسازی کانورژن ریت باشد.










کامنت های این مقاله